شــــــعـر

بوی عشق

شب، همه دروازه‌هایش باز بود

آسمان چون پرنیان ناز بود

گرم، در رگ های‌ ما، روح شراب

همچو خون می‌گشت و در اعجاز بود

با نوازش‌های دلخواه نسیم

نغمه‌های ساز در پرواز بود

در همه ذرات عالم، بوی عشق

زندگی لبریز از آواز بود

 بال در بال کبوترهای یاد

روح من در دوردست راز بود !.

دل شکسته

نور عشق

رهروان کوی جانان سرخوش‌اند

عاشقان در وصل و هجران سرخوش‌اند

 جان عاشق، سر به فرمان می‌رود

سر به فرمان سوی جانان می‌رود

 راه کوی می‌فروشان بسته نیست

در به روی باده‌نوشان بسته نیست

 باده ما ساغر ما عشق ماست

مستی ما در سر ما عشق ماست

 دل ز جام عشق  او شد می پرست

مست مست از عشق او شد مست مست

 ما به سوی روشنایی می‌رویم

سوی آن عشق خدایی می‌رویم

 دوستان! ما آشنای این رهیم

می‌رویم از این جدایی وارهیم

 نور عشق پاک او در جان ما

مرهم این جان سرگردان ما

فریدون مشیری

قلب

/ 0 نظر / 17 بازدید