متنهای انتخابی از پیو ندها

                                                     سفر غربت
نامت بوی سفر می دهد، سفر غربت! نشانه های آن سفر را گم نکرده ایم، در گذار از جاده ها، آن صدای سترگ را دوباره می شنویم و هربار کلمه لااله الاالله، ذرات وجودمان را به خود می خواند.

یادت بوی عشق می دهد، عشقی شیرین و روح افزا! قاب عکسی کنار نقاشی حرمت روبروی دلمان است، بعد از هر نماز رو به مشهدت می ایستیم و با خود نام و یاد تو را نجوا می کنیم.

آقاجان! یکبار دیگر نصیبمان کن تا برروی آجر فرشهای بارگاهت به دنبال ردپای آهوی بی پناهی که ضامنش شدی بگردیم و از همان مسیر زیر آسمانی با طاقهای آینه کاری بایستیم و سربر دامن ضریحت بگذاریم و درد دلهایمان را مویه کنیم.

آقاجان! یک بار دیگر قمستمان کن تا از لابلای پنجره خورشیدی فولاد باورهایمان را مرور کنیم و برای دلهایمان شفا بخواهیم...

آقا جان...

به مناسبت سالروز شهادت امام رضا  (ع)  1387.12.8

منبع : زمان بی کرانه، ایران جاودانه

******

وقتی کسی گمان کرد دیگر احتیاجی به
پیشرفت ندارد باید تابوت خود را آماده کند.

« مرا چه کسی آفریده؟ »

 کشیشی از پسر بچه ای پرسید: می دانی تو را که آفریده؟

پسرک لحظه ای به فکر فرو رفت، سپس رو به بالا و به صورت کشیش کرد

و گفت: البته که می دانم. خدا بخشی ار مرا آفریده!

کشیش پرسید: منظورت از بخشی از مرا چیست؟

پسرک پاسخ داد: خداوند مرا کوچولو آفرید. بقیه ام را خودم رشد کردم !.

« انسان دو خالق دارد: خداوند و خودش » 

 منبع : شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید !. 

******

هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند یک غرال شروع به دویدن میکند و میداند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود

و هر روز صبح در آفریقا، وقتی خورشید طلوع می کند یک شیر شروع به دویدن می کند و میداند که باید سریع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد . 

مهم نیست غزال هستی یا شیر. 

با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن. "... آنتونی رابینز

منبع: یه روزی، یه چیزی، یه کسی، یه جایی

/ 0 نظر / 22 بازدید